تبليغاتX

:: و امـــــــــا عـــــــشـــــــــق... ::

و امـــــــــا عـــــــشـــــــــق...

دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم تو روزگار بی کسی یه عمره که در به درم



من از این به بعد فقط پنج شنبه ها میام نت پس اگه به وبلاگتون دیر سر میزنم ناراحت  

           نشید                          

تو اگه پائيز زردی واسه من بهار سبزی

تو اگه هوای سردی واسه من هميشه گرمی

تواگه ابر سياهی واسه من ابر بهاری

تو اگه دشت گناهی واسه من يه بی گناهی

تو اگه غرق نيازی واسه من يه بی نيازی

تو اگه رفيق راهی واسه من يه تکيه گاهی

دلم تنگ است دلم تنگ است

دلم اندازه حجم قفس تنگ است

 سکوت از کوچه لبريز است 

صدايم خيس و بارانی ست

نمی دانم چرا در قلب من پاييز طولانی ست

 

 

 

 

+نوشته شده درچهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 23:40 توسط شیما |

 کاش می آمد نوایت بازهم کاش می خواندی زشعرت بازهم

با تو می گویم من ازدلتنگی ام کاش می خواندم نگاهت بازهم

بازمی جویم درون شعر تو لحن گیرای صدایت بازهم

بازمی خوانم زشعرت چندبیت میشوم دلتنگ رویت بازهم

می شود جانم پر از اندیشه ات میدود فکرم به سویت بازهم

می نهم چشمان خود را روی هم می کشم تصویر رویت بازهم

می کشم من آه سردی چون نسیم لب گشاید گل زیادت بازهم

یاد می آری توهم آیا ز من یاکه من دورم زفکرت  باز هم؟

+نوشته شده درشنبه نهم آذر 1387ساعت 12:32 توسط شیما |