و امـــــــــا عـــــــشـــــــــق... |
دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم تو روزگار بی کسی یه عمره که در به درم |
انگار این انتظار لعنتنی نمی خواد تموم بشه ، اصلاً زندگی نمی خوادسرسازش با من داشته باشه بعضی وقتا که فکر می کنم تا قیامت دیگه نمی تونم ببینمش می خوام دیوونه بشم آخرش می ترسم قیامتم نتونم ببینمش. می گفت نامرد نیست ، می گفت از عشقت سو استفاده نکردم ،من نمی دونم دیگه اسم این کاراشو چی میذاره؟ اگه نامرد نبوده پس چی بوده؟ اگه از عشقم سو استفاده نکرده پس چی کار کرده؟تو خیلی مغرور بودی سهم من از عشق تو این همه غرور نبود... میگن که آرزومون افتاده به قیامت من که ندارم اینقدر صبرای بی نهایت
+نوشته شده درسه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 12:15 توسط شیما | یادته موقع رفتن از ته دل می گریستی دل تو پر از فریبه واست از جونم گذشتم حرمتو شکستی رفتی هنوزم غریبه نیستی کاش از اول میدونستم که تو ام تنهام میذاری تو بودی بود ونبودم اما نه ،دوسم نداری الهی که یه آب خوش از تو گلوت پایین نره الهی توی زندگیت بیفته صد هزار گره الهی چشمای سیات وفا از هیچ کس نبینه نفرین و لعنتت کنن لیاقت تو همینه چشای خیسو به راهت بگو دوختم یا ندوختم؟ عمری تو زخم زبونات بگو سوختم یا نسوختم؟ دل تو پر از فریبه واست از جونم گذشتم هنوزم عزیزترینی... الهی تنهات بذارن الهی در به در بشی الهی آتیش بگیری بسوزی خاکستر بشی می دونی فرقی نداره واسم بود و نبود تو الهی آتیش بگیره تموم تار وپود تو
+نوشته شده درشنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 13:1 توسط شیما |
برای تمام دلتنگی ها دلتنگم... برای تو...من...ما و هرچه بین ما گذشته است. برای عشقمان که در قابی کوچک و غبار آلودهنوز هم زیباتر از همیشه لحظه هایمان را در خود جای داده است. همان عشقی که با یک نگاه متولد شد وبا یک سلام جان گرفت. همان عشقی که لبخندت آب حیاتش بود . اما نمیدانم چرا به یکباره دیگر سراغی از آن نگرفتی، آن هم درست زمانی که می خواست به ثمر بشیند. تو می توانستی ...اما نخواستی... در حالی که من می خواستم ، اما نتوانستم...
آه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه...
+نوشته شده درسه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 14:28 توسط شیما | چه زيباست به ياد تو با چشمهای خسته گريستن چه زيباست هميشه در تنهايی تو را حس کردن چه زيباست در خيال با تو زندگی کردن عزيزم نام تو بر قلبم حک شده تا فراموشت نکنم نازنينم من همچون نفس کشيدن تو . را بخاطر می سپارم
+نوشته شده دردوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 15:7 توسط شیما | عکس تو گوشه ی طاقچه این همه خاطرهامه یه دل پُراز گلایه با یه شمع نیمه سوخته دو تا چشم پُره حسرت دیده به گوشه ای دوخته یه اتاق سرد و تاریک یه گل خشک و یه نامه تو دلم غبار اندوه اشک هنوز توی چشامه ندونستی شاخه گل ها تو رو یاد من میاره دردو دل با قاب عکست منوتنها نمی ذاره عکستو ازم گرفتی دیگه امیدی ندارم یادمه می گفتی هر گز تو رو تنها نمی ذارم نشونی ازت ندارم اما دنبالت می گردم بغض وجودمو گرفته باورم کن پُره دردم حالا دیگه گل خشکت از تو تنها یادگاره منتظر برات میمونم تا تو برگردی دوباره دیگه هر شب توی خوابم چشای تورو میبینم آرزومه تو رو یک بار توی بیداری ببینم بیای باز دوباره پیشم دیگه از دوریت نسوزم تو رفتی تا بی نهایت چشم به راهتم هنوزم
+نوشته شده درشنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 13:5 توسط شیما |
غصه نخور مسافر اینجا ما هم غریبیم از دیدن نور ماه یه عمر بی نصیبیم فرقی نداره بی تو بهارمون با پاییز نمیبینی که شعرام همه شدن غم انگیز غصه نخور مسافر اونجا که هوا بد نیست اینجا ولی آسمون باریدنم بلد نیست غصه نخور مسافر فدای قلب تنگت فدای برق ناز اون چشمای قشنگت غصه نخور مسافر تلخه هوای دوری من که خودم میدونم که تو چقدر صبوری غصه نخور مسافر بازم می آی به زودی ما رو بگو چه کردیم از وقتی تو نبودی غصه نخور مسافر غصه اثر نداره از دل تو می دونم هیچکس خبر نداره غصه نخور مسافر همیشه این جوری نیست همیشه که عزیزم راهت به این دوری نیست غصه نخور مسافر تولده دوباره غصه نخور مسافر،غصه نخور ستاره غصه نخور مسافر غصه کار گلا نیس غصه نخور مسافر تو خود آسمونی در آرزوی روزی که بیای و بمونی
+نوشته شده درپنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 22:36 توسط شیما | امروز سالگرد دوستی نحسمونه باوجود اینکه گفتی دیگه قهرم تا قیامت با تموم سادگی هام گفتم اما به سلامت پیش از این نگفته بودی غیر ما کسی رو داری توی غم ها،تو خوشی ها،سر رو شونه هاش میذاری
ندونستم که غریبه هر چی باشه یه غریبس رفتی و ندیدی که چه محشر کردم با اشک تمام کوچه را تر کردم دیشب که سکوت خانه دق مرگم کرد وابستگی ام را به تو باور کردم
+نوشته شده دردوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 13:56 توسط شیما | |
نفرین به عشق و عاشقی .نفرین به بخت و سرنوشت . به اون نگاه که عشقتو . تو سرنوشت من نوشت . نفرین به من نفرین به تو . نفرین به عشق من و تو . به ساده بودن منو . به اون دل سیاه تو.......... پست الکترونيک آرشيو وبلاگ زخم های کهنه آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 پيوندها |